آموزش فروش | مشاوره فروش

مشاوره فروش | آموزش فروشندگی | آموزش فروش تلفنی ، آموزش فروش حضوری به صورت عملی - مشاوره بازاریابی آموزش فروشندگی حرفه ای آموزش تخصصی فروش - آموزش عملی فروش - مشاوره تخصصی فروش تلفنی فروش آنلاین

آموزش فروش | مشاوره فروش

مشاوره فروش | آموزش فروشندگی | آموزش فروش تلفنی ، آموزش فروش حضوری به صورت عملی - مشاوره بازاریابی آموزش فروشندگی حرفه ای آموزش تخصصی فروش - آموزش عملی فروش - مشاوره تخصصی فروش تلفنی فروش آنلاین

آموزش فروش | مشاوره فروش

مشاوره فروش - آموزش کارشناسان فروش - آموزش فروشندگی حرفه‌ای - آموزش فروشنده ( مشاوره مدیریت فروش . مشاور فروش . مشاوره مهندسی فروش . مشاوره فروش )


وب سایت رسمی: http://iranmct.com

شماره تماس : 09126465584

مشاوره بازاریابی ، آموزش بازاریابی ، مشاوره فروش ، آموزش فروش
تیم مشاوران مدیریت ایران IranMCT

آخرین مطالب

من فکر می کنم که روش خوبی است که به بزرگترین مدیران جهان نگاهی انداخته و از خودمان این بپرسیم : آنها چه کاری را انجام میدهند که من هم شاید بتوانم انجام دهم؟ چه شما بخواهید مدیر عامل یک شرکت شوید و یا نشوید، نمیتوان این حقیقت را نادیده گرفت که کارآمدترین مدیر عاملین جهان که بالاترین حقوق ومزایا به آنها تعلق می گیرد، در زمره موفق ترین افراد جهان هستند.


 مهمترین نقاط مشترک بین این افراد چه هستند؟


1. آنها از نوع شخصیتی A  برخوردار هستند.


تحقیقات مختلفی نشان در مورد صفات شخصیتی مدیران برتر نشان می دهد که آنها همواره سعی دارند کنترل را در دست داشته باشند، نیاز به موفقیت های بالادارند و تحمل ریسک پذیری و فقدان تضمین موفقیت را دارا هستند.


حال چگونه می توانید این روش ها را به کار بگیرید:


درست است که شما الزاما نخواهید توانست طبیعت خود را تغییر دهید ولی شما می توانید نگرش دیگری را یاد گرفته و نهادینه کنید. شروع کنید که انتظارات خود را از موفقیت افزایش دهید و فرهنگ ریسک پذیری و ابهام را و روش محاسبه آنها را نهادینه کنید و بدین ترتیب به طرز فکر مدیران برتر نزدیک خواهید شد.


2. تجربه کاری در خارج از کشور


در گذشته وقتی کارمندی به دنبال کاری در خارج از کشور بود، همه فکر می کردند که او شخصی است که دوست دارد سفر و جهان گردی کند و نمی تواند به عنوان یک مدیر کل مناسب تلقی گردد. در حال حاضر شرکت ها فعالانه در صدد استخدام کارجویانی هستند که تجربه کار در خارج از کشور را دارند. بنابراین این تجربه ارزشمند است ، به این دلیل که شرکت ها به این نتیجه رسیده اند که آینده پیشرفت و یا برون سپاری آنها (Outsourcing) در حرکت های بین المللی است. شرکت هایی که فاقد این ویژگی هستند ، در رقابت عقب خواهند افتاد.


چگونه این ویژگی را عمل کنید:


اگر تمایل به تکثر تجربیات خود دارید ، سعی کنید داوطلبانه در پوزیشن های خارج از کشورمشغول به کار شوید. حتی اگر نمی توانید به عنوان یک مدیر کل این حرکت را انجام دهید، این گونه تجربیات نقطه ای متمایز کننده در رزومه کاری شما خواهد بود.


3. زندگی خصوصی مدیران عامل


بر حسب داده های Harvard Business Review کارآمد ترین مدیران عامل جهان، غالبا مزدوج، و به طور متوسط دارای سه فرزند هستند. همه آنها درجه کارشناسی در رشته های مختلف دارند و کمتر از سی درصد آنها ام بی ای دارند. تقریبا همگی آنها مذکر هستند.


چگونه این ویژگی را عملی کنید:


برای زندگی خصوصی خود وقت صرف کنید. به دنبال احساسات خود هم باشید ، زندگی خانوادگی خود را مهم بدانید . به خاطر مسائل کاری به خانواده خود بی توجهی نکنید. و از اینکه مرد نیستید، ناامید نشوید، همه روزه خانم ها بیشتر و بیشتر در زمره مدیران کل قرار می گیرند ، آمار در حال تغییر هستند.


واز همه مهمتر، در حالی که کارآمد ترین مدیران کل، نقاط مشترک زیادی دارند، نقاط متفاوت زیادی هم نسبت به یکدیگر دارند. و آنها به خوبی میدانند چه زمانی متفاوت عمل کنند و متمایز باشند. بر حسب تحقیقات هاروارد بیزینس ریویوسوروی، 99 درصد مدیران کل دارای درجات دانشگاهی هستند. یک استثنا استیو جابز است.ولی این باعث نشد که او به موفقیت های بزرگ نرسد.


به نظر شما یک مدیر عامل باید چه مشخصه هایی داشته باشد؟ شما بر روی چه مشخصه هایی کار کرده اید که به موفقیت بالاتری برسید؟ لطفا نظرات خود را به اشتراک بگذارید.

نویسنده : برنارد مار/ مترجم : دکتر سیامک احمدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۰۷
بازاریابی تخصصی

تیم مشاوران مدیریت ایران

فروش محصولات با پشتیبانی و گسترش ارائه خدمات به مشتری؛ مدیریت کارمندان


  • شرح وظایف مدیر فروش منطقه :

تحقق اهداف منابع انسانی با استخدام (ویزیتورها، سرپرستان فروش، کارمندان داخلی فروش) ، گزینش، تعیین پست، آموزش، برنامه‌ریزی، مربیگری، ارائه مشاوره و توجیه کارمندان در منطقه‌ی موردنظر؛ مخابره انتظارات شغلی؛ برنامه‌ریزی؛ نظارت مستمر؛ بررسی و تعیین وظایف شغلی؛ برنامه‌ریزی و بررسی اقدامات مالی، اجرای سیاست‌ها و روندهای سازمانی

تحقق اهداف عملیات فروش بااهمیت دادن به اطلاعات و پیشنهاد‌های فروش در برنامه‌ها و بررسی‌های استراتژیک؛ آماده‌سازی و تکمیل برنامه‌های عملیاتی ؛ تحقق اهداف فروش، توجه به کیفیت، سودآوری و استانداردهای مرتبط با ارائه خدمات به مشتریان؛ حل مشکلات؛ تکمیل حسابرسی‌ها؛ شناسایی روندها؛ توسعه سیستم فروش؛ اعمال تغییرات

تحقق اهداف مالی فروش منطقه با پیش‌بینی نیازمندی‌ها،؛ آماده‌سازی بودجه سالانه؛ برنامه‌ریزی هزینه‌ها؛ تحلیل واریانس؛ اجرای اقدامات اصلاحی

تحقق اهداف فروش با ایجاد برنامه مناسب فروش برای مناطق به دنبال پشتیبانی از اهداف ملی

پشتیبانی از نیازهای مشتریان با مشورت کردن با نمایندگان فروش هر منطقه؛ برقراری ارتباط با مشتریان اصلی؛ شناسایی مشتریان فرصت‌ها با یافتن مشتریان جدید

ارائه پیشنهاد‌ها درزمینهٔ محصولات با شناسایی فرصت‌های جدید، محصولات جدید ، بسته‌بندی‌های جدید و تغییرات در ارائه خدمات؛ بررسی نیازها و درخواست‌های مشتریان؛ شناسایی رقبا, ارتقاء کسب‌وکار با شناسایی و ارزیابی هزینه‌های کسب‌وکار , به‌روز کردن دانش فنی و تخصصی با شرکت در کارگاه‌های آموزشی، مطالعه مقالات تخصصی، ایجاد شبکه‌های شخصی و حضور در انجمن‌های تخصصی ,  تحقق اهداف فروش و سازمان با انجام درست مسئولیت‌های محول شده

 


  • مهارت‌ها و ویژگی‌ها مدیر فروش منطقه:

دستیابی به اهداف فروش، انگیزه لازم برای فروش، مدیریت منطقه مربوطه، مهارت ارائه و فن بیان خوب، مدیریت عملکرد، برقراری ارتباط، رفتار اجتماعی مناسب، مذاکره و گفتگو، نتیجه محور بودن، برنامه‌ریزی فروش، مدیریت


دکتر سیامک احمدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۲۲
بازاریابی تخصصی

تیم مشاوران مدیریت ایران :

دلیل اینکه تیم بازاریابی و تیم فروش شما با یکدیگر کنار نمی‌آیند، در اینجا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. نکته: احتمالا حق با تیم فروش است.

جنگ میان فروش و بازاریابی جنگی افسانه‌ای و درعین‌حال تضعیف‌کننده سازمان است. احتمالا، گفتن آنکه : سرنوشت آینده سازمانتان در گرو توانایی‌تان در هماهنگی این دو بخش و کار در کنار یکدیگر است، منصفانه به نظر می‌رسد.

دلایل تنفر بازاریابان از فروشندگان

با در نظر گرفتن این مورد، در ادامه به نه مورد از رایج‌ترین شکایات فروشندگان از بخش بازاریابی به همراه روش‌های پیشنهادی ما برای حل هرکدام از آن‌ها اشاره می‌گردد.

1. بازاریاب‌ها خود را برتر می‌دانند.

بسیاری از بازاریابان به دلیل داشتن مدارک تحصیلی در زمینه تجارت خود را به نسبت فروشندگانی که معمولا فاقد مدارک علمی هستند، برتر و کارآمدتر می‌دانند. اگرچه هیچ نوع مدرک دانشگاهی مرتبط با فروش وجود ندارد، اما آموزشگاه‌های کسب‌وکار Business School بسیار کمی هستند که دوره‌های فروش را برگزار می‌کنند، امابی‌پرده باید گفت که آنچه در مدارس کسب‌وکار تدریس شده است ترکیبی از حساب داری و بازی با کلمات (سخنوری) است، پس وجود چنین جوی در مورد رشته MBA نه می‌تواند مفید باشد و نه مناسب است.

راه‌حل: مطمئن شوید که هر بازاریابی که استخدام می‌نمایید حداقل 6 ماه سابقه کار در بخش فروش و فروشندگی را داشته باشد.

 

2. بازاریابی اعتقادی به فروش ندارند.

در مدارس کسب‌وکار به بازاریاب آموخته می‌شود که بازاریابی خوب، می‌تواند هزینه در بخش فروش را غیرضروری کند. تا آنجا که پیتر دراکر می‌گوید: " هدف از بازاریابی، تبدیل فروش به بخشی زائد و اضافی است" و همین‌طور" شعار مناسب برای مدیریت کسب‌وکار باید به‌طور فزاینده 'از فروش به بازاریابی' باشد."

حتی اگر محصولات شما بسیار ساده و مشابه محصولات رقبا باشد، تنها وجه تمایز در نحوه فروش آن محصول خواهد بود.

راه‌حل: در برنامه کاری تیم بازاریابیتان به‌وضوح مشخص نمایید که آن‌ها برای حمایت از بخش فروش حضور دارند نه برای جایگزینی آن‌ها.

 

3. بازاریاب‌ها فکر می‌کنند که فروش آسان است.

بازاریابان تصور می‌نمایند که میزان تقاضای خلق‌شده برای محصولات از کانال فعالیت‌های آنان، خیلی بیشتر از میزان سفارش ثبت‌شده توسط فروشندگان است.
اما درواقع، بسیاری از فعالیت‌های" ایجاد تقاضا" آن‌طوری که باید تقاضا ایجاد نمی‌کنند – مخصوصا در بازار شرکت با شرکت B2B، جایی که مشتریان معمولا تبلیغات، بروشورها و از این قبیل چیزها را نادیده می‌گیرند.
و صدالبته، کسی که حتی یک‌بار هم چیزی فروخته باشد می‌داند که انجام این کار می‌تواند چقدر مشکل باشد.

راه‌حل: چند ساعت بازاریاب‌ها را پشت کانتر فروش برای تماس با مشتری را قرار دهید، از این طریق به‌سختی کار پی خواهند برد.

 

4. بازاریابی مانع از موردسنجش قرار گرفتن می‌شود.

به‌طورمعمول هنگامی‌که بازاریابان باعث جلب‌توجه مشتری، تولید بروشور و غیره می‌گردند، حتی اگر هیچ‌کدام از این فعالیت‌ها منجر به حتی یک فروش هم نشود، حقوقشان پرداخت می‌شود. درنهایت آن‌ها خود را فقط بر اساس این تبلیغات و تعداد تحویل بروشورها و بدون در نظر گرفتن تأثیرات مالی قابل‌قبول آن‌ها می‌سنجند.

راه‌حل: به بازاریابان بر اساس توانایی تیم فروش فعلی، برای ایجاد درآمد و سود از تقاضاهای منجر به فروشی که بازاریابی ایجاد می‌نماید، پاداش دهید.

 

۰ نظر ۰۸ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۵
بازاریابی تخصصی

تیم مشاوران مدیریت ایران :

یکی از مهم‌ترین وظایف یک صادرکننده ارسال کالا به خریدار و سپس به مصرف‌کننده در بهترین شرایط ممکن است. کلید این روند در انتخاب بسته‌بندی و برچسب (لیبل) مناسب برای محصول است. برای بسته‌بندی محصول، انتخاب‌های بی‌شماری وجود دارد، از کارتن و بشکه تا پالت‌های چوبی و کانتینرهای فلزی.

یکی از مهم‌ترین نقش‌های بسته‌بندی ایجاد ارزش‌افزوده است. متوسط هزینه بسته بندی 10% قیمت تمام‌شده کالاهای صادراتی است ولی تا حدود 90% می‌تواند سبب ایجاد ارزش‌افزوده گردد.

همان‌طور که باید کالا در یک بسته‌بندی امن مورد محافظت قرار گیرد، لیبل موجود بر بسته‌بندی نیز مناسب انتخاب‌شده و در طول سفر تا رسیدن به دست مصرف‌کننده، همراه کالا باشد.

 

ابتدا باید به این سوال باید پاسخ داد : بسته‌بندی صادراتی چیست ؟

بسته‌بندی صادراتی Export Packaging عبارت است، انجام بسته‌بندی مخصوص برای ارسال به‌جایی خارج از مرزهای کشور به صورتی که هیچ‌گونه آسیبی در طی مسیر به آن وارد نشود که دارای 3 لایه زیر است :

1- بسته‌بندی صادراتی (بسته‌بندی ارسال) :خارجی‌ترین لایه محافظ محصول در هنگام صادرات است. مثل : جعبه‌های چوبی، بشکه‌های فلزی و یا نوار دور پیچ پلاستیکی شرینک.

2- بسته‌بندی خارجی : لایه میانی در بسته‌بندی است که علاوه بر محافظت از محصول برای رسیدن به اهداف ترفیع و تشویق خرده‌فروشی صورت می‌گیرد. مثل جعبه‌های 12 عددی حاوی قوطی‌های کنسرو.

3- بسته‌بندی فروش : بسته‌بندی پیرامون کالا – نزدیک‌ترین لایه بسته‌بندی به محصول است که برای مصرف‌کننده نهایی باقی می‌ماند.بسته‌بندی فروشی در حوزه بازاریابی بسیار حائز اهمیت است زیرا حاوی عناصر هویت بصری برند و اطلاعات پیرامون برند است. اینجاست که مدیریت برند و برندسازی اهمیت خود را خوب نشان می‌دهد. مثل جعبه لامپ کم‌مصرف.

این سه نوع بسته‌بندی با همکاری یکدیگر نقشی واحد ایفا می‌نمایند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۰۲
بازاریابی تخصصی

تیم مشاوران مدیریت ایران :

درگذشته، سازمان‌ها به ارائه چند نوآوری در طول یک سال بسنده می‌نمودند و نوآوری تنها در واحد تحقیق و توسعه R&D صورت می‌پذیرفت. اکنون با پیچیده‌تر شدن سازمان‌ها و تغییر سریع محیط، به‌خصوص دسترسی سریع به حجم عظیمی از اطلاعات، نیروی انسانی دارای ایده‌های بیشتری است. حال نوآوری وظیفه هر یک از کارکنان سازمان است. اگر یک کسب‌وکار جدید راه‌اندازی نموده‌اید، حتما به ایده‌هایی پول‌ساز نیازمندید.

نواوری

گاه، عوامل خارجی شما را به بروز خلاقیت و نوآوری (خلاقیت : ارائه یک فکر نو | نوآوری : پیاده‌سازی فکر نو ) وادار می‌نماید. برای مثال با فروش موسیقی از طریق اینترنت، صنعت تولید CD نابود شد. پس چرا تا زمان تغییر صنعتتان توسط فردی دیگر، باید منتظر بمانید ؟ خیلی بهتر است که برای تغییر شرایط اول خودتان اقدام نمایید. برای اینکه پیرو نباشید، باید رهبر باشید و یا کلاً بازار را ترک نمایید.

برای اینکه بدانید که آیا برای آینده آماده‌اید یا خیر، 2 راه وجود دارد : یا صبر نمایید تا آینده خودش بیاید و یا اینکه از خود سوالاتی بپرسید.

نکته 1   : تیم خود را درگیر نمایید.

  • به‌تنهایی این کار را انجام ندهید. بگذارید تیم شما در این فرآیند دیگر شود و بدرخشد، زیرا افراد با پیشینه، مهارت، سن، تمایلات و میزان تحمل متفاوت در کنار یکدیگر، یک سازمان را تشکیل می‌دهند، پس هر فرد از منظر متفاوتی به این‌ موضوع می‌نگرد.

نکته 2  : به مشتریان خود نزدیک‌تر شوید .

  • مشتریان کالا و دریافت‌کننده خدمات سازمان، بهترین متخصصین بازاریابی هستند، زیرا آنان از پیش می‌دانند که چرای مشتریانتان از شما می‌خرند.با توجه به تاثیر رضایت مشتری بر جایگاه برند، بهتر آن است که هر چه بیشتر مشتری را در کسب‌وکار خود درگیر نمایید.

 

در ادامه 15 سوال را مطرح خواهیم نمود. این سوالات توانایی زدن جرقه نوآوری در هر سازمانی خواهد داشت :

 

1- اگر مشتری، اعتماد بیشتری به ما داشته باشد، چه خواهد شد؟
اگر برندتان شناخته‌شده نیست، چگونه باید اعتمادسازی نمایید ؟

2- چگونه باید واسطه‌ها را حذف نمود؟
آیا قادر به جذب مستقیم مشتریان هستید، حتی اگر به معنای در خطر افتادن رابطه سنتی سازمان با دلال‌ها و واسطه‌ها باشد ؟

3- چگونه باید بین مشتریان ارتباط برقرار سازیم ؟
فقط به ارتباط خود با مشتری فکر نکنید، راهی برای ارتباط بین آن‌ها بیابید.

4- چگونه باید مشتری را برای فروش محصول ما به دیگران حمایت نمود؟
بهترین مشتریان کالا و خدماتتان به دنبال معرفی شما در داخل شبکه‌های ارتباطی خود هستند. برای حمایت از اقدامات آن‌ها چه کرده‌اید ؟ چگونه باید موجب تقویت رفتار آنان شوید ؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۴ ، ۱۳:۲۶
بازاریابی تخصصی

افرادی که متقاضی مشاغل مرتبط با فروش (فروشنده،سرپرست فروش،مدیریت فروش) هستند، گمان نموده که تنها با فرستادن یک رزومه طولانی پر از جزئیات شغل قبلی‌شان، از رقبا پیشی بگیرند. ولی ایجاد یک فضای روانی مناسب هنگامی‌که مصاحبه انجام می‌شود اهمیت زیادی دارد.

استخدام مصاحبه فروشنده مدیر فروش

با توجه به گفته‌های رابرت سیالدین، نویسنده‌ی ” تأثیرگذاری: روانشناسی متقاعد کردن“ ، بررسی رفتارها و گفتارهای فروشندگان حرفه‌ای در صنایع مختلف ازجمله بیمه، عکاسی، اتومبیل، سازمان‌های خیریه و تبلیغات نشان داده است برخی از الگوهای رفتاری و گفتاری در متقاعد کردن افراد و جلب کردن نظر آن‌ها نقش بسزایی ایفا می‌کند.

بر اساس آنچه در مجله قدرت فروش آمده است، این الگوها در شش اصل اساسی که در تأثیرگذاری مهم است انعکاس داده می‌شود. اگر می‌خواهید در مصاحبه‌ی خود موفق باشید ، حتما این الگوها را دنبال کنید.

  • اصل عمل تقابل

مردم زمانی که احساس کنند به شما بدهکارند، تمایل بیشتری برای بله گفتن نشان خواهند داد.

مثال: سازمان‌های خیریه پاسخ‌های مثبت خود را از طریق اضافه نمودن برچسب آدرس‌های شخصی در بسته‌های نامه دو برابر می‌نمایند زیرا از این طریق حس مسئولیت را در افراد افزایش می دهند.

نتیجه : همیشه سعی کنید به گونه ای وارد جلسه مصاحبه شوید که انگار برای کمک به آنها رفته اید نه طوری که انگار شما به کمک آنها نیاز دارید. زمانی که این حس انتقال داده شد، به صورت اتوماتیک یک احساس مسئولیت در فرد مصاحبه کننده ایجاد خواهد شد.

  • اصل ناب بودن

مردم بیشتر جذب چیزهایی می‌شوند که می‌دانند کمیاب و نادر است.

مثال: حتما مشاهده کرده‌اید فروشندگان از ترفندهای مختلفی چون : آخرین روز حراج را از دست ندهید برای جذب مشتریان استفاده می‌کنند درحالی‌که این روز آخر گفته‌شده روزها به طول می‌انجامد.

نتیجه  : سعی نمایید توجه مصاحبه‌کننده را به این سمت جلب کنید که وی احساس کند از دست دادن شما مساوی است با از دست دادن فرصت‌های فراوان. به فرد مصاحبه‌کننده بگویید که چگونه استخدام شما در آینده به خاطر فرصت‌های شغلی دیگر مشکل خواهد بود.

  • اصل قدرت

انسان‌ها تمایل زیادی به بله گفتن به افرادی با دانش و اعتبار زیاد دارند.

مثال: سازمان‌ها معمولا متخصصین و مهندسین فنی را وارد پروسه فروش می‌کنند تا از آن طریق بتوانند فرصت‌های زیادی را نصیب خود بکنند.

نتیجه : به نکاتی در کار و حرفه‌ی خود اشاره‌کنید که از آن طریق بتوانید دانش منحصربه‌فرد خود را به‌جای مهارت عمومی فروش به رخ بکشید. درباره ویژگی‌ها و مهارت‌های منحصربه‌فردی که در ارتباط با فروشندگی دارید حتما توضیح دهید.

  • اصل تعهد

انسان‌ها بیشتر زمانی که از قبل قولی به کسی داده باشند، تمایل به بله گفتن نشان می‌دهند.

مثال: آن دسته از محققین بازاریابی که اولین سؤالشان هنگام مصاحبه با افراد میزان مفید بودن آن‌ها است، معمولاً موفق می‌شوند داوطلبین زیادی را برای مصاحبه به دست آورند.

نتیجه : از فرد مصاحبه‌کننده درباره ویژگی‌های فردی که قرار است استخدام شود سوال بپرسید و سپس خود را با آن ویژگی‌ها وفق دهید. سعی کنید از طریق تائید کردن سخنان وی هنگامی‌که از ویژگی‌های فرد موردنظر صحبت می‌کند، تعهدات شخصی وی را در راستای استخدام بهترین کاندید، یعنی شما، تایید کنید تا به اصل تعهد عمل کرده باشید.

  • اصل اجماع

افراد زمانی که حس کنند نظرات شما با آن‌ها یکسان است ، سمت شما جذب خواهند شد

مثال: در تبلیغات معمولاً از پروفایل کسانی استفاده می‌کنند که محصولات هدف را استفاده می‌کنند.

نتیجه: حین مصاحبه از رفرنس‌هایی استفاده کنید که میدانید پروفایل آن‌ها مشابه پروفایل فرد مصاحبه‌کننده است. برای مثال اگر فرد مصاحبه کنند یک مدیر منابع انسانی میان‌سال است، حتماً یک مدیر منابع انسانی میان‌سالی را به‌عنوان رفرنس معرفی کنید.

  • اصل دوست داشته شدن

بیشتر جذب کسانی می‌شویم که می‌شناسیم و دوستشان داریم

مثال: در تبلیغات معمولا از افراد مشهور که بیشتر مردم دوست دارند استفاده می‌کنند.

نتیجه : ویژگی‌ای را در فرد مصاحبه‌کننده پیدا کنید که واقعا دوست دارید و به آن احترام می‌گذارید. وی این موضوع را حس خود کرد و به همین دلیل همین حس مشترک را نسبت به شما پیدا خواهد کرد. ازآنجایی‌که این حس واقعی است و حالت فریب ندارد به‌طور کامل درک خواهد شد.

نوشته جئوفری جیمز / مترجم: دکترسیامک احمدیان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۴ ، ۰۹:۰۴
بازاریابی تخصصی

تیم مشاوران مدیریت ایران :

همزمان با روز جهانی خون (اهدای خون) 14 ژوئن (24 خرداد) کمپینی برای یادآوری هفته ملی خون در لندن شروع به فعالیت نموده است. این کمپین نام عنوان "کمپین حروف حذف‌شده در هفته ملی خون" !National Blood Week's Missing Type campaign به دنبال جذب حداقل 200هزار اهداکننده خون است.

کمپین حذف O,A,B از نام برندها در لندن

نتایج تحقیقات اخیردر کشور انگلیس نشان داده است که میزان اهداءکنندگان خون به نسبت سال پیش از آن در حدود 40% کمتر شده است. بنابراین این کمپین تلاش به نشان دادن یک نکته مهم دارد، که با عدم توجه و مشارکت مردم، گروه‌های خونی اصلی O,A,B به مانند حروف روی تابلوهای مهم سطح شهر و نشریات معتبر، به سمت حذف شدن خواهند رفت. همان‌طور که این کلمات خوانایی خود را از دست می‌دهند، نوع بشر نیز دچار نقصان خواهد شد. پس در اقدامی هماهنگ، حروف O,A,B از نام برندهای معتبر در سطح شهر حذف‌شده است.

این کمپین دارای هشتگ #MissingType در شبکه‌های اجتماعی است. شرکت‌هایی نظیر Honda , Google , Cadbury, McDonalds , Louise Thompson به این کمپین پیوسته‌اند. ایده این کمپین توسط شرکت اینتربرند ارائه شده است.

 تیم مشاوران مدیریت ایران : مطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

منبع :  کمپین حذف O,A,B از نام برندها در لندن
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۷
بازاریابی تخصصی

تیم مشاوران مدیریت ایران:

شرکت‌های کوچکی که در دهه اخیر به موفقیت‌های بزرگی دست پیدا نموده‌اند، همگی بر بازگشت مجدد مشتری تأکید داشته و خرید مجدد مشتری را عامل حیاتی موفقیت کسب‌وکار خویش می‌دانند.در یک بازار رقابتی، یک شرکت نوپا (استارتاپ)، زمانی از سایر شرکت‌های موفق و در حال رشد متمایز خواهد شد که حمایت مناسبی از مشتریان خود به عمل آورد.

 مشتریانی که برای خرید مجدد مراجعه می‌نمایند(مشتریان بازگشتی Return Customers)، بهترین ترویج‌دهندگان برند سازمان هستند. این مشتریان از طریق تبلیغات دهان‌به‌دهان WOM به حمایت برند می‌پردازند. یکی از این شرکت‌ها Uber اوبر است که در حوزه سرویس هم‌سفری آنلاین در سانفرانسیسکو تأسیس شد. مشتریان این شرکت از طریق اپ تلفن همراه تقاضای سواری کرده و موقعیت رانندهٔ خود را ردیابی می‌کنند. مدیر اجرایی این شرکت در گزارش اعلام نمود که 95 درصد مشتریان جدید این شرکت ناشی از توصیه مشتریان قبلی آنان بوده است. در حقیقت به ازای هر 7 خودروی اجاره‌ شده توسط مشتریان کنونی، یک مشتری جدید ایجاد می‌گردد.


 در حقیقت، تعداد "مشتریان بازگشتی" یا "مشتریانی که خرید مجدد انجام می‌دهند" یک شاخص بااهمیت برای ارزیابی ارزش و کیفیت خدمات ارائه‌شده است. این شاخص بیان‌کننده سطح رضایت مشتریان است که بقای آتی سازمان را رقم خواهند زد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۰۸
بازاریابی تخصصی

نوشته شده توسط تیم مشاوران مدیریت ایران.


اصول و فنون مذاکره (تکنیک‌های مذاکره حرفه‌ای)

اصول و فنون مذاکره Negotiation Techniques (تکنیک‌های مذاکره حرفه‌ای) در درجه اول برای عملیات فروش است، اما در مواردی مانند مذاکرات در مورد بدهی‌ها (استقراض‌ها)، مذاکرات خرید ، مذاکرات حقوق و دستمزد و مذاکرات قراردادهای حوزه‌ی اشتغال بکار گرفته می‌شود.


 تکنیک‌های مذاکره

 تعریف مذاکره : فرایندی گفتگو محور است که بر روی یک موضوع مشخص در جهت رسیدن به اهداف فردی یا سازمانی از طریق توافق صورت می‌پذیرد. مذاکره در جهت تأمین نیازها ، رضایت و منافع طرفین است و بایستی دارای ارزش‌افزوده باشد.


مذاکره خوب چیست؟

  •  باعث ایجاد ارتباط انسانی گردد.
  •  منافع را بر مواضع ترجیح دهیم.
  •  برای هر مذاکره نقشه داشته باشیم و راه‌های جایگزین را از پیش تهیه نماییم.
  •  شاخص و شواهد عینی و ملموس بیاورید و نه ذهنی.


مذاکره و استفاده از تکنیک‌های مناسب، برای اثربخشی کلی یک سازمان - داخلی و خارجی - حیاتی است.
اثربخشی سازمانی محصول انجام فعالیت‌ها در داخل یک سیستم منسجم است. مذاکره برای ایجاد سیستم داخلی (ساختار، کارکنان، عملکرد، برنامه‌ها، اقدامات، و غیره) حیاتی است و سازمان را به سیستم‌های خارجی (بازار، تأمین‌کنندگان، فن‌آوری …) مرتبط می‌سازد. مذاکره همچنین برای بهینه‌سازی عملکرد فعالیت‌های داخلی و خارجی بسیار مهم است (عمدتاً از طریق ارتباطات، توسط کارکنان). 

همواره در طول یک روز هر یک فرد با بیش از 17 نفر مذاکره می‌نماید که بیش از 85% از این مذاکرات با سودآوری شخص ارتباط مستقیم دارد.
اما 90% از دلایل عدم توفیق در کسب نتیجه به دلیل عدم آشنایی افراد با مهارت‌های ارتباط مؤثر و اقناع مخاطب است.


  • مذاکره خوب و اثربخش در حوزه فروش:

مذاکره خوب و اثربخش در حوزه فروش به‌راحتی می‌تواند 10٪ به درآمد حاصل فروش بی افزاید، که مسلماً به باعث افزایش سود خواهد شد.

  • مذاکره خوب و اثربخش در حوزه خرید:

مذاکره خوب و اثربخش در حوزه خرید به‌راحتی می‌توانید 10٪ از هزینه‌های مربوط به خرید محصولات و خدمات را کاهش دهد، که مسلماً باعث کاهش هزینه کل گشته و منجر به افزایش سود خواهد شد.

  •  مذاکره خوب و اثربخش مدیران در حوزه ارتباط با کارکنان:

مذاکره خوب و اثربخش مدیران در برخورد با کارکنان به‌راحتی می‌تواند جابجایی کارکنان را %5 تا 10٪ کاهش دهد، که باعث کاهش هزینه‌های استخدام و آموزش و همچنین بهبود کیفیت، سازگاری و مزیت رقابتی خواهد شد که برای بسیاری از شرکت می‌تواند عامل تبدیل شکست و موفقیت نهایی باشد.

  • مذاکره خوب و اثربخش مدیران اجرایی با مقامات نظارتی و برنامه‌ریزی:

مذاکره مدیران اجرایی با مقامات نظارتی و برنامه‌ریزی سازمان را قادر می‌سازد تا در بازارهای جدیدی حضور پیدا نماید که این به‌نوبه خود می‌تواند باعث تبدیل یک سازمان از زیان دهی به سودهی شود.

 ادامه مطلب : 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۵
بازاریابی تخصصی

تیم مشاوران مدیریت ایران : 

یکی از چالش‌های اصلی سازمان در استفاده از انواع تاکتیک‌های بازاریابی به‌منظور افزایش سطح فروش و ارتباط درازمدت با مشتری، بررسی تاثیر این تاکتیک‌ها بر رفتار مصرف‌کننده است. از طرف دیگر تمام روابط به وجود آمده با مشتریان، ارزش حفظ شدن نخواهند داشت. زیرا در بلندمدت به علت تغییر در نیاز و رفتار مشتری، برخی از مشتریان با فرهنگ و رویکردهای سازمان هم‌خوانی ندارند.

وفاداری مشتری به برند از طریق بازاریابی ارتباطی

 سازمان‌ها معمولا از خود می‌پرسند: کدام تاکتیک‌های بازاریابی ارتباطی، اثربخشی بالاتر و موجب وفاداری مشتری خواهند شد؟

در ادامه به بررسی تأثیر تاکتیک‌های بازاریابی ارتباطی (بازاریابی رابطه‌ای) به ‌عنوان یکی از انواع بازاریابی بـر رفتار خرید مشتری خواهیم پرداخت.

  • بازاریابی ارتباطی Relationship Marketing عبارت است از تلاش همه‌جانبه سازمان در جهت ایجاد، توسعه و حفظ رابطه نزدیک و روبه رشد بـا مشتریان.

بنا بر تعریف فوق، بازاریابی ارتباطی بر 3 رکن اساسی تمرکز دارد :

1- ایجاد ارتباط پایدار
2- ایجاد ارتباط متقابل
3- رشد ارتباط

در تمام مباحث مرتبط به بازاریابی که در آن تعاملی بین یکی از اعضای سازمان و مشتری وجود دارد، امکان استفاده از بازاریابی ارتباطی وجود خواهد داشت.

تئودور روزولت (رئیس‌جمهور اسبق آمریکا): تا زمانی که افراد از میزان توجه شما به آنان اطلاع ندارند، میزان دانش شما برای آنان اهمیتی ندارد.

جمله فوق در جنبه‌های بسیاری از زندگی صحیح است و صدالبته که کسب‌وکار نیز از آن مستثنا نیست.

در حقیقت بازاریابی ارتباطی با عناصر اصلی برندینگ فردی (برندسازی شخصی) نقاط اشتراک بسیار دارد. در مبحث برندینگ فردی، دو عامل اصلی و حیاتی در دستیابی به موفقیت وجود دارد:

1- ایجاد رابطه 
2- ایجاد اعتماد

هنگامی‌که با مشتریان خود ارتباط برقرار ساخته و اعتماد آنان را به دست می‌آورید، به وفاداری آنان به برند نیز دست خواهید یافت. این وفاداری یک مزیت رقابتی بسیار بزرگ و اساسی برای برند شما است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۴
بازاریابی تخصصی